سلام پنجره

فهرست
از پشت پنجره صدا می‌آید
از پشت پنجره صدا می‌آید. بازش می‌کنیم. شاعری می‌گذرد. گوش کنیم:
 
آی کلمه، کلمه
کلمه میخریم
                        واژه‌های کهنه
                        کلمات پوسیده
 
آی کلمه، کلمه
کلمه میخریم
                        به قیمت قلب نگران شاعران
                        قصه‌های فراموش شده
                        خاطرات از یاد رفته
 
و شاعران دوره گرد
                        با خورجینی از ستاره و نان خشک
                        و نامی
                        پنهان در پیراهنشان
                                            باور صبح بارانی را
                                            بلند بلند
                                            ترانه می‌خوانند
                                            بی‌اعتنا به اعتنای فراموش شده
                                            اعتنای از یاد رفته...
 
پشت پنجره‌های بی‌لبخند
در شبهای سرد پاییزی
شبهای قحطیِ شعر
                                    شاعران
                                    کیمیاگران کلمات اند
                                    با نامی سبز
                                                    که در پیراهنشان
                                                    پنهان کرده‌اند
****
اگر چه شعر را نباید تفسیر کرد اما خود شاعر در همین بند پایانی گفت که کار شعر این است که باور صبح بارانی را در پاییزهای بی‌لبخند و در شبهای قحطی حقیقت با کیمیای شعر، منتشر کنند.
باور کنیم.










فهرست

گزيدهٴ قلم

فهرست

طنز

فهرست
  • بحران «برجام»
    بلای جان عظما گشته برجام نمی‌داند چه خواهد شد سرانجام مکدر باشد و آشفته احوال ز «بدعهدی» استکبار بدنام «پسابرجام» و دوران طلایی که شیرین گشت از آن مدتی کام، شده اسباب تشویش و مصیبت برای حضرتش از بام تا شام بنالد هر جناح و باند هر روز ز تهدیدی که دارد لغو برجام شده افزون چو دعوای جناحی ...
    خامنه‌ای ولی‌فقیه ارتجاع
  • تماشای فوتبال
    دوباره دیدن بازی فوتبال که باشد ورزشی بسیار با حال شده اسباب رسوایی در عالم برای حضرت عظمای دجال ورود «بانوان» از دید ایشان به ورزشگاه فوتبال یا والیبال بلرزاند ز بن رکن ولایت نماید در امور شرع، اخلال بگیرد «جنتی» قلبش از این کار اگر بیند زنان را شاد و خوشحال «حجاب برتر!» اندر این اماکن ...
    ممنوعیت ورود زنان به  ورزشگاه در رژیم آخوندی
  • کابینه در مجلس…
    از برای کسب رأی اعتماد دولت جرثومهٔ جرم و فساد برده روحانی، در مجلس کنون تا موفق آید از آنجا برون تا وکیلان زود تأییدش کنند در شروع کار تمجیدش کنند اهل کابینه تماماً محترم! چَم و خمّ کار دانند بیش و کم پاسدار جلاد و دزد و بازجو خبره اندر کارشان بی‌گفتگو ...
  • روز تحلیف برای روحانی
    روز تحلیف برای روحانی جشن بود و فضای عرفانی! بود یک روز خوب و شیرینی در کنار مادام «موگیرینی» صحن مجلس نمایش وحدت بین صدها قبیله و ملت انزوای نظام ...
    سلفی تحقیر نمایندگان مجلس با موگرینی
  • استمالت را چه شد!؟
    گفت شیخی دورهٔ رحم و مروّت را چه شد روزگار بای دادن بر ولایت را چه شد در دل خود گوید عظما روز و شب این نکته را ما چرا تحریم گشتیم استمالت را چه شد دلخوش از امداد غیبی بوده‌ایم ما سالها ناگهان مطرود گشتیم پس حمایت را چه شد ما درون یک «سیه چاله» فتادیم ای دریغ دستگیری در بلایا از ولایت را چه ...
    وضعیت رژیم آخوندی با پایان سیاست استمالت
  • تحریم…
    گفت شیخی که بعد از این اوضاع بیش از این می‌شود درام و وخیم لطف خود کم نموده استکبار نقشه‌ای بهر ما شده ترسیم هدیه‌ای گشته اینک آماده که بْوُد نام نیک آن تحریم به مُثَل هم‌چو یک «سیه چاله» بهر تحقیر ما شده تنظیم گر بیفتیم اندر این حفره گو بگیرند بهر ما ترحیم هر امام جمعه و وزیر و وکیل ...
    خامنه‌ای  ولي فقيه ارتجاع
  • ارتحال…
    یک بسیجی مضطر و آشفته حال آن که رأیش بود از نوع حلال همچو یک میمون لوطی مرده ای گفت با اندوه و با رنج و ملال از چه رو ملت در ایام عزا اینچنین هستند شاد و بیخیال خرّم و خندان به شکل کاروان می‌روند از هر طرف سوی «شمال» همه می‌دانند یک روزی امام در جماران شد جنابش «ارتحال» مرقدش در رشت و ...
  • «آتش به اختیار» …
    ای رهبرمعظم ما عبد و سر سپاریم هرگز نباشدت غم «آتش به اختیاریم» ما امت بسیجیم هر چند گیج و ویجیم فرمان بده تو هر دم آتش به اختیاریم ما فاقد شعوریم از این صفت بدوریم داریم تخته‌ها کم آتش به اختیاریم چوب و چماق و دشنه داریم چون گذشته نعره زنان دمادم آتش به اختیاریم رسم چماقداری یک هدیه از ...
    خامنه‌ای ولی فقیه ارتجاع
  • ارتحال…
    یک بسیجی مضطر و آشفته حال آن که رأیش بود از نوع حلال همچو یک میمون لوطی مرده ای گفت با اندوه و با رنج و ملال از چه رو ملت در ایام عزا اینچنین هستند شاد و بیخیال خرّم و خندان به شکل کاروان می‌روند از هر طرف سوی «شمال» مر نمی‌دانند یک روزی امام در ...
    خمینی دجال ضد بشر
  • سعدی زمانه، و غوغای ریاست جمهوری
    در شهر غوغایی بود گفتم چه حالتست؟ گفتند: خیمه شب بازی انتخابات. معنای آن بپرسیدم. زنی روشن بین در پاسخ آمد که: تا یک تن به‌نام فقیه در بالا هست دیگر چه جای انتخاب؛ اینها همه کر است و فر، ملت را به بازی گرفته‌اند. نقشهای ملایان بر در و دیوار دیدم، گفتند همه را به همان فقیه ...

ساير مطالب

فهرست
  • پیرمرد فقیر و شیرینی فروش
    تو شمال شهر یه شیرینی فروشی وجود داشت که شیرینی هاش خیلی با کیفیت و گرون بود. اونقدر گرون، که فقط پولدارها میتونستن ازش خرید کنن یه روز که تعدادی از مشتریهای ثابت و اعیون در اونجا مشغول خرید بودن، یه پیرمرد ژنده پوش و فقیر وارد شیرینی فروشی شد. پیرمرد مدتی تموم جیب هاش رو گشت تا این‌که دو سه تا ...
  • پاسارگاد…
    به روز هفت آبان در پاسارگاد که از آن رهبر شایسته شد یاد ز کورش آن‌که نامش ماندگار است درود مردم ایران بر او باد تلاشش بهر آزادی انسان مرامش بود نفی ظلم و بیداد همی فرمانروایی بود دانا ز او ایران‌زمین بسیار آباد در آیاتی زقرآن حضرت حق به ”ذوالقرنین“ از او می‌کند یاد هراسان گشت دژخیم ...
    تجمع اعتراضی هزاران تن از مردم سراسر کشور در پاسارگاد
  • مسیر بی‌انحراف
    یه روز سرد زمستانی که برف بارید بود، معلم بچه‌های کلاس را به صف کرد و گفت: «بچه‌ها، موافقید یک مسابقه برگزار کنیم؟» همه بچه‌ها با خوشحالی قبول کردند. مدیر همه را به حیاط مدرسه برد و در حیاط بزرگ در یک سمت بخط کرد و از آنها خواست با صدای سوت او، به سمت دیگر حیاط بدوند. معلم گفت مسابقه است که مسیر ...
  • نامه یک دبیر از سنندج در رابطه با وضعیت اسفناک مدارس
    نامه زیر توسط دبیری از سنندج در رابطه با وضعیت اسفناک مدارس و کشته شدن فجیع کودکان نوشته شده و در فضای مجازی منتشر شده است. چند کودک دیگر باید تاوان ندانم‌کاریها و بی‌توجهی‌های مسئولان را بدهند؟ مهدی فتحی / دبیر ریاضی ناحیه یک سنندج هنوز پنج ماه از فرو ریختن دیوار کهنه و فرسوده بر سر معلم ...
    وضعیت اسفناک مدارس در سیستان و بلوچستان
  • برای ماه مهر. ماه مهربانی
    شهین مهین فر (مادر شهید امیر ارشد تاجمیر) هنوز باران نباریده.. در سرزمینی که تشنه‌ی آب است. می گویند: باران برکت خداوند است. مهربانی را حس نمی‌کنم. همه خسته‌اند و دلمرده حرفهای قشنگ. نگاه قشنگ. و فضای قشنگ که از مهربانی سرچشمه می‌گیرد. در ماه مهر دیده و حس نمی‌شود آب / شور ...
    شهین مهین فر (مادر شهید امیر ارشد تاجمیر)
  • مـا، زمان و تـاریخ
    (پرتوهای یک انگاره...) با «تاریخ» که بیاییم، در دستی فلسفه داریم و در دستی علم! باقی، همه کنکاش و کشاکش میان این دواند. تاریخ با دستان فلسفه، شناسای چرایی‌های هستی و وجودمان و شرح حال این دو با علم است. «زمان» اما جریان گذار از «بودن» ...
  • پشت شیشهٴ پلک‌های بابا عباس!
    بابا عباس سلام. خودت رو که ندیدم؛ اما عکست رو که دیدم، دلم آتیش گرفت. ظاهرا تو این دنیا، گذر زمون تنها کاری که برای تو کرده، سفید کردن موهات بوده و انداختن چین و چروک توی صورت رنجدیده‌ات. الان تو باید زیر سایهٴ یه درخت می‌نشستی و برای نوه‌هات قصه می‌گفتی! نه این‌که زیر سایهٴ گاری چوبی سیگارات، ...
    بابا عباس
  • یکصد روز، آتش ظلمت‌سوز
    در پیچ و خم کوه، ناگاه در برابرش مار سیاهی از تیرگی و شقاوت، برآمده از اعماق تاریکی و جهالت، قد علم کرد. هم‌چون اهریمنی با خون سرد، برون آمده از دخمه‌های تنگ. هوشنگ، بی‌دفاع و بی‌سلاح، سنگی برداشت و به سویش پرتاب کرد. از برخورد سنگ به تخته سنگ، جرقه‌ای برخاست؛ از پی آن یکصد روز آتشی درگرفت: ...
    No photo
  • نور جهان
    مونس دل، امید جان روح و روان محمد است نور و فروغ جاودان، جان جهان محمد است صدق و صفای بیکران، رحمت حق از او عیان نور به بام این جهان، خیره کنان محمد است گلشن باغ بی‌خزان، روح بهار جاودان اختر و ماه آسمان، جلوه کنان محمد است چشمه عشق و معرفت، اوج کمال و مرتبت صاحب شان ...
    میلاد حضرت محمد (ص)
  • نوشته‌ای از مادر ریحانه جباری، در اولین سالگرد اعدام ریحانه
    نوشته‌ای از شعله پاکروان، مادر ریحانه جباری در اولین سالگرد اعدام ریحانه یک‌سال از نبرد نفسگیر ریحان با کسانی که تلاش می‌کردند تا مرتضی سربندی را از عمل شیطانی و شنیعی که به آن اقدام کرده بود، مبرا کنند گذشت. یک‌سال پر از رنج و درد. پر از اشک و آه. آنچه در طول سال ...
    مراسم سالگرد اعدام جنایتکارانه ریحانه جباری با حضور مادران ریحانه، ستار بهشتی و شهدای قیام 88